اخیرا کتاب داستان کشتن مرغ مقلد یا مرغ مینا اثر هارپرلی را خواندم و چقدر برایم شگفت آور بود که در سال ۱۹۶۰، چه جایگاه رفیعی برای یک وکیل دادگستری، در مبارزه با نابرابری ، نژادپرستی و بیعدالتی در نظر گرفته شد و اساسا وکیل دادگستری در ذهن نگارنده، چقدر شریف و بزرگ است.
در جای جای رمان، رفتاری که از شخصیت اتیکوس فینچ ( وکیل متهم ) میبینیم، منشی پیامبرگونه است و با هرنوع بدرفتاری، تندروی ها، کج اندیشیها ،رفتاری معقول دارد و البته شخصا چه بسیار از وکلایی را – مخصوصا در پیشکسوتان عزیز – با این خصوصیات دیده ام برخلاف آنچه که در صدا و سیمای ایران، تنها چهرههایی از وکیل را نشان میدهند که هیچ بویی از عدالت و انسانیت نبردهاند و ملاکشان برای قضاوت صرفا حقالوکاله و مسایل مالی است.
در این رمان، وکیل دیگری نیز حضور دارد، وکیل مرد سفید پوست و دخترش ( در برابر وکیل فینچ ) که البته او هم کاملا به صورت حرفهای به دفاع از موکل خود میپردازد و در ظاهر هم پرونده را میبرد اما شما هیچ نشانهای از اینکه وکیل دادگستری را فردی پول پرست، شیاد، کلاهبردار، جادوگر و انواع و اقسام رذایل اخلاقی را به او نسبت دهند ( به سان آنچه در سینمای ایران یا رسانه ملی میبینیم) مشاهده نمیشود.
این رمان در سال ۱۹۶۱ برنده جایزه نیز گردید و تا کنون بیش از ۵۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسمی رسیده است.
نتیجهی دادن چنین جایگاهی به وکیل مدافع، در چنین اثر ادبی-هنری که مورد اقبال جهانیان قرار گرفته، چه میتواند باشد و نتیجه نوع نگاه سینماگران و برنامه سازان تلویزیونی ایران چه؟
در اولی، رواج فرهنگ مراجعه به وکیل و به صورت کلی، مراجعه به کارشناسان نخبهی هر حوزه و ایجاد امنیت روانی است و در دومی، درست برعکس، ایجاد ذهنیت آشفته برای کسانی که حتی تمایل دارند به وکیل مراجعه کنند یا مال باختگان، بزه دیدگان، صنعتگران و آحاد مردم جامعه.
خالی از لطف نیست که بگوییم در زمان نگارش این رمان، حدود ۵ سال از استقلال کانون وکلای دادگستری ایران گذشته بود و میتوانیم مقایسهای داشته باشیم که در ۷۰ سال گذشته جایگاه کانون وکلا و وکیل مستقل، رفیع گردیده و یا نزول داشته است.
مطلب پایانی اینکه سرکار خانم هارپر لی، نویسنده این رمان، تحصیلات حقوقی داشته و خواهر وی نیز وکیل دادگستری بوده است پس با آگاهی کامل از شرایط موجود ، چنین داستانی را به رشته تحریر در آورده است.


بدون دیدگاه