در سالهای اخیر، پیچیدگی فزاینده مقررات و تنوع روزافزون دعاوی، حرفه وکالت را با چالشی جدی مواجه کرده است. دیگر نمیتوان انتظار داشت یک وکیل، همزمان در تمام حوزهها—از خانواده تا تجارت بینالملل—صاحبنظر و کارآمد باشد. تخصصی شدن وکالت، نه یک انتخاب تجملی یا تجاری، بلکه ضرورتی حرفهای و صنفی است.
اگر نهاد وکالت میخواهد در برابر هجمههای بیرونی، مداخلات ساختاری و بحران مشروعیت صنفی تاب بیاورد، چارهای جز بازآفرینی خود ندارد؛ و تخصصگرایی، بخشی اساسی از این بازآفرینی است.
بدون تردید، اجرای این مسیر با چالشهایی همچون مقاومت سنتی، کمبود زیرساختها و نگرانیهایی درباره تبعیض همراه خواهد بود؛ اما با شفافسازی، مشارکت بدنه و طراحی دقیق، میتوان این روند را به فرصتی برای ارتقای جایگاه حرفهای وکالت تبدیل کرد.
اگر ما، همراه با سایر متولیان صنف، این تحول را مدیریت نکنیم، بازار وکالت بهصورت خودسرانه و بدون ضابطه به سمت تخصصی شدن خواهد رفت؛ با تمام خطراتی که این وضعیت برای عدالت، حقوق موکلان و شأن حرفهای ما بهدنبال دارد.
امروز زمان آن فرا رسیده است که از «شعار تخصصگرایی» عبور کرده و بهسوی «ساختارسازی تخصصمحور» حرکت کنیم. از همکارانم در سراسر کشور دعوت میکنم با نگاهی باز، منصفانه و آیندهنگر، به این مسیر بیندیشند.
ما اگر خودمان برای حرفهمان ارزش قائل نباشیم، نمیتوانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که جایگاه وکالت را محترم بشمارند.
من به همراه همراهانم در کمیسیون وکالت تخصصی ، در تلاش هستیم ستونهای اولیه را در کانون وکلای دادگستری البرز، به صورت صحیح و اصولی بنا نهیم تا در آینده شاهد رشد و بالندگی علمی و عملی همکاران در انجام وظایف حرفه ای و صنفی خویش باشیم.